محمد حسن خان اعتماد السلطنه

828

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

نزد هوشيار فطنت دثار درد و الم خمار و درد خم خمّار عادلانه گواهى مىدهد كه شراب شرّ آب است با واسطهء آن سيل عرم بالاخره خراب ، و منهدم شدن بناى عمر امرى ناگزير است . در پيش اصحاب انتباه ظاهر و هويداست كه حسب حال ضماير اهل هوا در آخر دم ندامت بوده و تباه روزگار شده‌اند . در هرلهو هولى مكنون ، و بهر هوس سهوى مقرونست . صداى چنگ و رباب هبا و غناى ارباب آن محض هواست . دود آه مرتكبان مناهى در روز حسرت ( ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ ) است بطور معيّن و نيز بر مصداق ( و منهم ظالم لنفسه ) جور موفور فجور كه به نفس خودشان مىكنند مبين است . پس به صاحب ايمان كامل و شخص خردمند عاقل واضح است كه كسانى كه بر مفهوم حديث بشارت توريث ( من لم يتغّن بالقران فليس منى ) صفير مقربان درگاه و نداى مسرّت‌افزاى ( اشهد ان لا إله الّا اللّه ) مشنّف اسماع جان و مشرّف صماخ جنان نشده‌اند . عمرى كه با نعرهء هاىوهوى بيهوده گذرانده‌اند از آن پشيمان مىشوند . هرجوان صادق عزيمت چون الف مستقيم ميان در محراب مناجات قائم ، و هرپير خميده‌قامت در انتساب عبادت مقيم و مثال دال بر دعا ملازم شده است . در جاى مجامع رود و سرود در جوامع عبادت ورد حمد و درود ، و در اثناء زير و بم و نغمات زمزمهء تسبيح و تكبير در صوامع و مسامع جايگير شده است . به حمد اللّه تعالى و منه المنّة و الآلاء كه سكان ممالك مجمعهء « 1 » اسلاميه صينت عن الآفات و البليه بشرايف المواهب السبحانيه با صدق طويت و خلوص نيّت به اجتناب رذائل خصايل و قبايح سيئات به راه امتثال رفته و در وجوه طاعات و قبول نصايح و عبادات بر سعى محمود و بذل مجهود هستند ، لايحهء صفحهء بال خير منال اجراء اوامر و نواهى الهى و اظهار شعاير شرايع نبوى است هرآيينه حضرت ربّ ذى الجلال ، جلّ عن الاشباه و الامثال ، آنان كه رضاى خير اقتضاى او را ابتغا مىكنند بفضله الاوفر ميسّر و مقدّر است كه منجوق رايات اقبال و اعلام جاه و جلالشان را در منتهاى فضاى آمال افراخته و نمايان و شوارق آيات توفيق لمعانشان را از افق صبح تأييد با غايت ارتفاع رخشان و تابان گردد . و در مطاوى كلام

--> ( 1 ) . همان كتاب و همان صفحه : ممالك محميّهء اسلاميه صينت . . . » .